آیا شهر یاسوج را میتوان شهری، با هویت شهری تلقی کرد؟

نسخه مناسب چاپSend by emailنسخه PDF
محسن مطهریان

هر مجموعه‌ای از عوامل زنده و پویاست که هویت‌بخشی آن در طول زمان منتقل می‌شود و عناصر و عوامل تشکیل‌دهنده محیط‌های آن اعم از ساختمان‌ها، گذرها و میادین، مخلوق روح خلاق ساکنان آن است(hamshahrionlin.ir). از انجایی که "هویت" مجموعه ای از صفات و مشخصاتی است که باعث "تشخیص" یک فرد یا اجتماع از افراد و جوامع دیگر می شود؛ شهر نیز به تبعت از این معیار،شخصیت یافته و مستقل میگردد.مقوله ی هویت به طور عام و هویت شهری به طور خاص از جمله مقولاتی است که به جهت نقشی که در شناخت افراد،اشیا،اجتماعات و مکان ها دارد حائز اهمیت فراوان است.علی رغم بحران اهمیت این موضوع در دوران اخیر بحران هویت شهری به صورت نگران کننده ی احساس میگردد و آنچه که از شهر های کنونی در ذهن عموم شکل می گیرد جز مجموعه ای از ساختمان های بلند مرتبه،خیابان ها،ادارات و پارک ها نیست که در نتیجه آن ، تعلق خاطر به این فضاها به مرور کمتر و کمتر میشود(نوفل و دیگران،1388 ،1) قطعا شهر یاسوج باتوجه به ویژگی های طبیعی و فرهنگی نظیر پوشش های محلی، صنایع دستی،غذای های محلی و... از موراد ذکر شده مستثنی نخواهد بود.
یکی از فضای شهری که میتوان از آن به عنوان یک نشانه ی هویت بخش شهری یاد کرد میدان آریوبرزن خواهد بود که ریشه در تاریخ این منطقه دارد.
رودخانه ی بشار که از دو فضای شهری پارک ساحلی و پارک مهرورزی میگذرد بستر طبیعی ساحلی خلق کرده است که میتوان بعنوان یک گره اجتماعی(در ادبیات شهرسازی مقصود از گره اجتماعی محل تجمع افراد برای تعاملات اجتماعی می باشد) هویت بخش شهری دیگر در شهر یاسوج یاد کرد اما متاسفانه عدم ساماندهی مناسب و عدم توجه به این فضای شهری، هم از نظر زیست محیطی آن را به خطر انداخته و هم آن فضا را به مکانی ی بی هویت شهری تبدیل کرده است.
بطور کلی در ایران پیروری از الگوی شهرسازی مدرنیستی(وابسته به مکان و فرهنگ خاصی نیست) و حرکت کردن بسوی بلند مرتبه سازی (بدون توجه تاثیرات مخرب زا بر مسائل زیست محیطی و بخصوص تاثیرات روانی آن بر بازی کودکان که در آینده راجع به آن بصورت مفصل بحث خواهد شد) و عدم توجه به محله ها، که یکی از شاخصه های اصلی هویت بخشی به شهر ها در شهرسازی ایرانی هستند باعث شده است تا شاهد محله های بی هویت باشیم.در شهر یاسوج عدم توجه به عنصر محله و فضاهای جمعی،بلند مرتبه سازی غلط ساختمانها از یک طرف و عدم توجه به طراحی جداره های ساختمانها از طرفی دیگر محله های شهر یاسوج را با بحث بی هویتی روبه رو کرده است (البته بصورت استثنا شاهد مورد یا مواردی خواهیم بود که به دلیل نگاه کلی گر مورد یا موارد استثنا نادیده گرفته خواهد شد ).
توجه به جنس مصالح و عرصه ی عمومی شامل جداره خیابان ها، کفپوش، اثاثیه ی شهری مثل نیمکت برای نشستن،سطل زباله،کیوسک های روزنامه فروشی،تابلوهای راهنما،روشنایی و... یکی دیگر از عوامل مهم هویت بخش به فضای شهری است که خیابان را بعنوان فضایی برای زندگی و نه صرفا محلی برای عبور و مرور وسایط نقلیه،مطرح گردیده است. بحث عرصه ی عمومی،جنس مصالح در شهر یاسوج از کیفیت مطلوبی برخوردار نیست و عدم توجه به این امر باعث شده است تا خیابان به فضای برای عبور و مرور تبدیل شود.

با مطالب ارائه شده مبرهن است که، توجه به موارد ذیل میتواند به شهر یاسوج هویت بخشد

1) طراحی و تکرار تندیس،مجسمه و یا المان های شهری که ریشه در تاریخ و فرهنگ منطقه دارد.

2) تلاش برای افزایش کیفیت فضاهای جمعی درشهر همانند لبه ی ساحلی که در سطور بالاتر به آن اشاره شد.

3) توجه به عرصه ی عموی شهری و باز طراحی مسیرهای مجهزشهری بارویکرد هویت بخشی

4) توجه به محلات شهری و در نظر گرفتن فضاهای جمعی و عدم گسترش بلند مرتبه سازی

پ.ن: هرچند بحث بلند مرتبه سازی و افزایش تراکم در سطح شهر در تمامی شهر ها بخصوص در کلان شهر ها رواج پیدا کرده است و یک منبع مناسب و آسوده برای درامد زایی شهرداری ها محسوب می گردد و جلوگیری از این رشد بی رویه ی در شهرها یک امر غیر ممکن می باشد اما برای جلوگیری از آن بخصوص در شهر یاسوج که بلند مرتبه سازی هم عاملی تهدید کننده برای محیط زیست وهم هویت شهری محسوب میشود، باید دست به کار شد

نگارنده:محسن مطهریان،کارشناس ارشد طراحی شهری، دانشگاه هنرهای زیبای تهران

دیدگاه های شما